تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
تو كيستي كه من از يه موج تبسم تو
بسان قايق سرگشته روي گردابم

خدا جونم سلام.منم همون فروغ كوچولوت.همون فروغ كوچولويي كه انقد گناه كرده ديگه خجالت
ميكشه ازت چيزي بخواد.الان چند روزه هيچ خبري از اسماعيلم ندارم.نمي دونم حالش خوبه يا نه
همه دلخوشيم اينه كه مي دونم دوسم داره.خودش بهم گفت اگه خواستم بيام اينجا بنويسم.مي
خوام بهش بگم كلي دلم واسش تنگيده از خداجونم مي خوام هميشه ي هميشه مواظبش باشه
خداي عزيزم مواظبش باش
كلي دوست دارم عزيزم
هميشه منتظرتم
برچسب:
نویسنده: آریا امینی